تبلیغات
انجمن فرهنگی ورزشی جوانان کبیر آران و بیدگل

انجمن فرهنگی ورزشی جوانان کبیر آران و بیدگل
 

یک سال و اندی از تأسیس گروه گذشته بود. فعالیت های ما در هر برنامه برجسته تر و موفقیت آمیزتر از قبل می شد. زمستان فرا رسیده بود. برف خوبی ارتفاعات منطقه را فراگرفته بود. یک هفته ای وقت صرف شد تا برای اعضای گروه، از قم، تجهیزات صعود زمستانه مهیا کردیم. کم کم همه چیز برای یک صعود زمستانی آماده می شد. برطبق برنامه ای که امسال تمام گروه های کوهنوردی شهرستان برای صعود مشترک به قله ی کرکس نطنز، به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی داشتند، زمان حرکت 4عصر پنج شنبه اعلام شد.

یک سال و اندی از تأسیس گروه گذشته بود. فعالیت های ما در هر برنامه برجسته تر و موفقیت آمیزتر از قبل می شد. زمستان فرا رسیده بود. برف خوبی ارتفاعات منطقه را فراگرفته بود. یک هفته ای وقت صرف شد تا برای اعضای گروه، از قم، تجهیزات صعود زمستانه مهیا کردیم. کم کم همه چیز برای یک صعود زمستانی آماده می شد. برطبق برنامه ای که امسال تمام گروه های کوهنوردی شهرستان برای صعود مشترک به قله ی کرکس نطنز، به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی داشتند، زمان حرکت 4عصر پنج شنبه اعلام شد. روز بعد اتوبوس افراد را از محل های تعیین شده سوار کرد. با یک ساعت تأخیر از شهرستان خارج شدیم. 2ساعتی تا روستای کشه که جبهه جنوبی قله کرکس و مسیر صعود آن در شمال این روستا قرار داشت فاصله بود. در اتوبوس دوستانی که تجربه ای صعود های قبلی به این قله را داشتند دیگران را نسبت به صعود پیش رو آشنا می کردند و با عبور از شهرستان نطنز و شهر طرق رود، ساعت 7 شب بود که به روستای مورد نظر رسیدیم. در دبستانی کوچک و زیبا اسکان ما را ترتیب داده بودند. کل افراد44 نفری می شدیم که در3کلاس مستقر شدیم. طبق برنامه ساعت حرکت برای برنامه فردا، 3بامداد بود.

شب به خوبی سپری می شد. در کلاسی که اعضای گروه ما همگی در آن بودند، محفل گرمی برپا بود. مجلس غرق در شور ما بودند. از لطیفه و سخنان شیرین بود تا بازی هُب و پرخالی و ... . ساعت 11شب بود که به حساب خودمان خواستیم چرتی بزنیم اما دریغ از یک لحظه، چرا که تا زمان حرکت کسی پلک روی هم نگذاشت. هم بابت شوخ طبعی بعضی از دوستان که شاید بیش از اندازه با نمک شده بودند!!؟

پس از چرت انجام نشده، ساعت 3:15 بامداد با یک ربع تأخیر، حرکت کردیم. با آن که فاصله ی زیادی از روستا تا کمپ توریستی محل آغاز برنامه نبود، اما نیم ساعتی را در اتوبوس صرف رسیدن به مکان مورد نظر کردیم. ابتدا مقداری از مسیر به اشتباهی طی شد. بعد هم به علت یخ زدگی جاده حرکتمان آهسته بود. هنگام رسیدن، نیم ساعتی تلف شد تا همه اعضا آماده صعود بشوند که عادتی تکراری و آن هم صرف بستن بند کفش یا تنظیم گتر و کوله شد. ساعت 4:15 بود که صعود ما آغاز شد.

از آغاز برنامه محیط اطراف را برف فرا گرفته بود هر چه بیشتر به سمت ارتفاعات پیش می رفتیم، میزان ارتفاع برف بیشتر می شد. حرکت در شب و آن هم زیر آسمانی پرستاره وصف ناپذیر و تکرار ناشدنی بود. مضاف بر این که زیبایی حرکت گروه که هدلایت (چراغ پیشانی) بر سرداشتند و تاریکی شب را می شکافتند، از یک طرف صورت فلکی جبار یا شکارچی چون ماری نورانی مارپیچ به دل کوهستان می پیچیدند که پشت سر ما، در ضلع جنوب غربی، خودنمایی می کرد و تا غروبش زمانی نمانده بود و از طرف دیگر باعث زیبایی لحظات ما شده بودند. سپیده زده بود و ساعت از 6 گذشته که به درختان گردو یا گدار چشمه اصفهانی ها رسیدیم. توقفی کوتاه برای نماز و استراحت داشتیم. بعد از مکان یاد شده دو تن از بانوان گروه دچار افت بدنی و سرمازدگی اولیه شدند. که امکان صعود را از آن ها سلب کرده بود. یکی از آن ها به علت نامساعد بودن شرایط بدنی  مجبور به بازگشت به همراه یکی از اعضا شد. اما نفر دیگر با کمکی که دوستان نسبت به شرایط او انجام دادند قادر به ادامه مسیر شد. حرکت را به سمت پناهگاه ادامه دادیم. دقایقی پس از طلوع آفتاب و از آن جا که مسیر قبل از پناهگاه شیب زیادی داشت و ارتفاع برف به خاطر وزش باد، افزایش یافته بود. با کندی حرکت و دقت بیشتر، کمی دیرتر از زمان پیش بینی شده یعنی ساعت 7:30 دقیقه صبح به پناهگاه در ارتفاع 3100 متری رسیدیم. با یک ساعتی توقف و صرف صبحانه و چای در ساعت 8:30 آماده حرکت به سمت قله شدیم.

دوستان در این میان به دو تیم تقسیم شدند. تیم صعود از افرادی متشکل شده بود که توانایی طی ادامه مسیر را داشتند و تیم دیگر افراد بودند که قصد ادامه صعود را نداشتند.

30نفر از دوستان آماده ی صعود بودیم. در این بین گروه هایی که از مسیر صعود به قله و یا منتهی به ارتفاع نهایی (خط الرأس قله) باز می گشتند، نسبت به صعود و وزش شدید باد هشدار می دادند. آقای غلافگر رئیس هیئت کوهنوردی استان با مدیریتی با که آقای اخباری رئیس هیئت شهرستانمان و سرپرست برنامه صعود داشتند به خاطر این که تقریباً ما آخرین تیمی بودیم که صعود انجام می دادیم و زمان فرود و بازگشت ما نیز به نیمه ی دوم روز می رسید، خواستار عدم صعود به قله شدند. با مشورتی که سرپرست برنامه با اساتید و پیشکسوتان جمع انجام دادند مقرر شد تا نطقه ای که شرایط هوا مناسب باشد صعود انجام بپذرد و در جایی که هوا و شرایط نامساعد شود کلیه ی اعضا، راه بازگشت را بپیمایند. ساعت 9 بود که بابستن گرامپون ها و برداشتن کوله های صعود حرکت را آغاز کردیم. برف خوبی طی روزهای قبل باریده بود اما خوشبختانه یخ نزده بود. با توجه به این که برودت هوای شب قبل بیش از شب های دیگر بود، صدای فشرده شدن برف زیرپایمان برای هر ذهنی یادآور خاطرات شیرین کودکی در زمستان بود. هر چه به ارتفاعات پایانی نزدیک تر می شدیم صعود سنگین تر و سرعت گروه کندتر
می شد. در کنار این که سرعت باد در حال افرایش بود. همه ی اعضا می دانستند که افرایش سرعت باد به منزله ی کاهش دما، شکل گیری بادبرف، افت توان بدنی، یخ زدگی سطوح و پیچیده شدن شرایط خواهد بود.
تعدادی از دوستان با توجه به شرایط مشروح ،مسیر بازگشت را انتخاب کردند.

با کاهش سرعت باد نسبت به دقایق قبل آن، ما و گروهی از دوستان تصمیم به صعود گرفتیم. دراین میان مهدی غفوره از اساتید این ورزش با توجه به کوله بار تجربه ی خویش برای شکست باد از دامنه ی صخره ای استفاده کرده و پس از کاهش سرعت باد از کنار آن به مسیری مناسب تر تراولس کرد. مهدی خرم آبادی نیز که مسیر انتخاب شده را ارجح دید به او پیوست هر دو با توقفی در کنار یک تخته سنگ در خط الرأس منتهی به قله منتظر ما شدند. ما نیز با بهبود شرایط و آگاهی از مسیر مناسب طی شده، به این دو پیوستیم. با حرکتی دوباره در ارتفاع 3800 متری عزم به صعود نهایی کردیم.

گام های نهایی صعود به خاطر صخره ای بودن و امکان سقوط، دقت و مهارت دو چندانی را می طلبید. سرانجام گروه یازده نفری ما موفق به صعود به قله 3895 متری کرکس نطنز در ساعت 11:5 جمعه شد. به همراه ما چند تن از کوهنوردان بادرود نیز صعود خود را با موفقیت به انجام رساندند. با گرفتن عکس یادگاری و استراحتی کوتاه تماشای منظره ی بدیع رشته کوه البرز فرسنگ ها دورتر، خصوصاً دیدن کوه اسطوره ای دماوند از فاصله ی بیش از 360 کیلومتری قدرت و عظمت خالق یکتا را افزون تر از گذشته بر ما هویدا می ساخت. ساعت 12 بود که باد دوباره قصد تاختن داشت و ماندن بیشتر در آن نقطه ی مرتفع خطری بزرگ بود، مسیر بازگشت را پیمودیم. تعدادی از دوستان با دقت و مهارت، مقداری از مسیر را سُر خوردند و به صورت طبیعی اسکی کردند. ساعت 1بعد از ظهر بود که به پناهگاه رسیدیم. وقفه ای کوتاه داشتیم و مسیر بازگشت به سمت کمپ را ادامه دادیم. ساعت 4 بود که به اتوبوس رسیدیم و به سمت شهرستان حرکت کردیم. در بازگشت بیش از آمدن توقف داشتیم. 8 ساعت در اتوبوس چه آنان که موفق به صعود قله شدند و چه آنان که نتوانستند، مسرور از این صعود خاطره انگیز بودند. چرا که در کنار دوستی ما، رقابتی وجود نداشت. ساعت 7 به شهر رسیده و سفری دیگر را در نهاست سلامتی و موفقیت به اتمام رساندیم. همیشه بهترین کوهنورد کسی است که سالم تر از رفتنش، با توشه ای سرشار از سلامتی به خانه بازگردد.

خاطره از همنورد گرامی علی محمد خاکدوست آرانی


[ جمعه 25 اسفند 1391 ] [ 10:34 ب.ظ ] [ ابوالفضل غفوره ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

چگونگی تشکیل گروه کوهنوردی:
پانزدهم مرداد ماه سال 1388 تصمیم گرفتم گروهی از نوجوانان شهرستان آران و بیدگل را تشویق به کوهنوردی نمایم. با چند تا از بچه های محله صبحت نمودم، چون تعدادمان خیل کم بود، موضوع را با بچه های محله های مجاور در میان گذاشتم، موفق شدیم یک گروه کوچک ازنوجوانان را تشکیل دهیم. تصمیم گرفتیم تا به همرا گروه کوهنوری ولی عصر (عج) به کوه سفید برویم. به علت زیاد بودن مسیر، بچه ها خستگی سنگینی را متحمل شدند که باعث شد بچه ها دیگه در برنامه های کوهنوردی شرکت نکنند. این شد که تصمیم گرفتم موضوع را با جوانان در میان بگذارم؛ به دلیل جوان بودن اعضای گروه و کویری بودن منطقه اسم این گروه را جوانان کویر انتخاب نمودیم. در تاریخ 14/8/1388 این گروه در دفتر هیأت کوهنوردی استان اصفهان به ثبت رسید. روز به روز گرایش جوانان به این ورزش زیادترمی شد. با موفقیت تمام در عرض چند ماه توانستیم قله های کرکس، گرگش، ولیجیا و دماوند را صعود کنیم و این موفقیت ها باعث شد خانم ها نیز به این ورزش علاقمند شوند. ظرف مدت 20 روز، تعداد عضویت خانم ها به 20 نفر رسید و هر روز به علاقمندان به این ورزش پرنشاط افزوده می شود.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب