تبلیغات
انجمن فرهنگی ورزشی جوانان کبیر آران و بیدگل

انجمن فرهنگی ورزشی جوانان کبیر آران و بیدگل
 

به نام یگانه هستی او که نفس را به زندگی هدیه داد

انگار در وجود پاکشان نمائی از طبیعت دیده می شد و از دور صدای «دل های پاک، زمین پاک» شنیده می شد.

همسفرانم اقای ابوالقاسم قائمی منفرد آرانی، جواد مساواتیان نیاسری، سرکار خانم جمیله امانی نیاسری، آقای مهدی خالقی آرانی و سرکار خانم فاطمه سادات حسینی بیدگلی و همسفر خردسال خانم یاسمن مساواتیان نیاسری که بنده حقیر ابوالفضل غفوره آرانی را همراهی می کردند و نیز من سرپرستی این گروه را به عهده داشت. اعضای گروه دوچرخه سواری جوانان کویر در ایام بهار 1393 از قلب کویر شهرستان آران و بیدگل برخواستند و با احیای فرهنگ و آداب و رسوم خطه ی کویر و انتقال آن به سرزمین سرسبز شمال و با رکاب زدن از کنار سواحل خزر از مسیر چالوس، رامسر، لاهیجان، بندر انزلی و تالش و آستارا، همتی دوباره را آغاز نمودند.

ساعت هفت صبح با دوستم آقای مهدی خالقی تماس گرفتم، گویا خوابش برده و فراموش کرده سفری در پیش است. با آمدن او دوچرخه ها را بالای ماشین بستیم واساس ها را عقب ماشین گذاردیم که جواد مساواتیان سراسیمه به درب منزلم رسید، ابوالقاسم با روی گشوده با او سلام واحوال پرسی کرده، خنده روی و مهربانی او همیشه در ذهنم ماندنیست و هیچگاه از خاطر نمی رود او در همه کارها دست راست من بود. خلاصه ساعت 8 بود که از درب منزلم حرکت کردیم. به اتفاق جواد برای انجام کاری در کاشان به درب منزلش رفتیم گویی چیزی فراموش کرده بود. مهدی خالقی در کنار جاده منتظر ما بود با بوق زدن از کنارش رد شدیم و او را به ادامه سفر خواندیم. شادی و شور بچه ها باعث دل گرمی من در این سفر شد. صبحانه را صبح ساعت 9-10 در قم میل خوردیم. خواستیم که از جاده ساوه برویم به پیشنهاد بچه ها و هم فکری هم، به جاده تهران روانه شدیم. از پلیس راه تهران راهنمایی گرفتیم. آن ها پیشنهاد جاده پالوس را دادند و گفتند چاده هراز ساعت 13 یک طرفه می شود و ما تصمیم گرفتیم که از این مسیر حرکتمان را ادامه دهیم. ترافیک سنگینی را پشت سر نهادیم تا این که ساعت 19 به شهر بابل رسیدیم نظر دوستان این بود که دیگر ادامه ندهیم و شب را در بابل بمانیم و فردا صبح زود به چالوس برویم.

به آن ها پیشنهاد دادم که به اداره ورزش و جوانان این شهر برویم. برای اسکان و استراحت اگر که برایشان میسر نبود به ستاد اسکان نوروزی این شهر رجوع خواهیم کرد. این جا بود که مهدی گفت من در این حوالی روستای رمینت دوستی دارم به نام سعدی شعبانی زاده، با وی تماس گرفت و او از دل و جان قبول زحمت کرد. واقعا مردمان شمال میهمان نواز هستند. سعدی این مرد نازنین برایمان حمام را گرم کرد. شام مفصلی هم تهیه نمود. قبل از خوردن شام، توضیحاتی مختصر برای سفرمان دادم که برای خانواده شعبانی زاده رضایت بخش بود. پس از گرفتن عکس و تهیه گزارش از این خانواده شام خوردیم و این گونه اولین روز سفرمان به اتمام رسید.

نماز صبح خواندیم و به سوی چالوس حرکت کردیم. راهی نمانده بود اما جاده شلوغ بود و ترافیک سنگینی را متحمل شدیم. ساعت یازده بود که پا به رکاب نهادیم من و آقای قائمی و خانم امانی 30 کیلومتر را طی کرده بودیم که احساس کردم دوچرخه سوارانی  از پشت سرمان می آیند. با آن ها سلام و علیک کردیم. بعد از معرفی خودمان آنان نیز خودشان را معرفی کردند و گپ و گفت کوتاهی داشتیم. سپس به کنار ساحل رفتیم. مسؤول تدارکات مهدی بود، زودتر از ما به آن جا رفته بود که ما رسیدیم در آن جا فرش انداخته بود. صداری قل قل سماور زغالی با صدای امواج دریا به هم آمیخته شده بود و نسیم بهاری نوید بهاری دوباره را می داد. دیدن زباله در کنار ساحل که بستر ساحل را پوشانده بود توجه ما را جلب کرد. این شد که با بچه ها تصمیم گرفتیم آستین بالا بزنیم و اولین هدف سفرمان را در همان جا اجرا کردیم. پس از قدری استراحت، به سفر خود ادامه دادیم.





برچسب ها: دوچرخه سواران گروه جوانان کویر شهرستان آران و بیدگل،
[ دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 ] [ 09:18 ب.ظ ] [ ابوالفضل غفوره ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

چگونگی تشکیل گروه کوهنوردی:
پانزدهم مرداد ماه سال 1388 تصمیم گرفتم گروهی از نوجوانان شهرستان آران و بیدگل را تشویق به کوهنوردی نمایم. با چند تا از بچه های محله صبحت نمودم، چون تعدادمان خیل کم بود، موضوع را با بچه های محله های مجاور در میان گذاشتم، موفق شدیم یک گروه کوچک ازنوجوانان را تشکیل دهیم. تصمیم گرفتیم تا به همرا گروه کوهنوری ولی عصر (عج) به کوه سفید برویم. به علت زیاد بودن مسیر، بچه ها خستگی سنگینی را متحمل شدند که باعث شد بچه ها دیگه در برنامه های کوهنوردی شرکت نکنند. این شد که تصمیم گرفتم موضوع را با جوانان در میان بگذارم؛ به دلیل جوان بودن اعضای گروه و کویری بودن منطقه اسم این گروه را جوانان کویر انتخاب نمودیم. در تاریخ 14/8/1388 این گروه در دفتر هیأت کوهنوردی استان اصفهان به ثبت رسید. روز به روز گرایش جوانان به این ورزش زیادترمی شد. با موفقیت تمام در عرض چند ماه توانستیم قله های کرکس، گرگش، ولیجیا و دماوند را صعود کنیم و این موفقیت ها باعث شد خانم ها نیز به این ورزش علاقمند شوند. ظرف مدت 20 روز، تعداد عضویت خانم ها به 20 نفر رسید و هر روز به علاقمندان به این ورزش پرنشاط افزوده می شود.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب