تبلیغات
انجمن فرهنگی ورزشی جوانان کبیر آران و بیدگل

انجمن فرهنگی ورزشی جوانان کبیر آران و بیدگل
 

سه شنبه 21/5/93

ساعت 5 صبح از خواب بیدار شدیم و زودتر از هر روز از شهر بیرون رفتیم و در ابتدای مسیر شهر مقداری آب خوردن برداشتیم. حدود 3 کیلومتر از گوریس خارج شده بودیم تا به این محل استراحتگاه و آبخوری رسیدیم. که تابلوی 151 بود. جاده از این به بعد حالت بیابانی داشت و زیبایی ابتدای مسیر را نداشت. آسفالت جاده در بسیاری از قسمتها خراب بود. در بین راه با آقای دوچرخه سوار ایرانی به نام آقای عدالت عابدینی آشنا شدیم و اطلاعات خوبی از ایشان برای اقامت در ایروان دریافت کردیم. همین طور با دو دوچرخه سواری هلندی و آلمانی اشنا شدیم و مقداری با آنها نیز در مورد مسافرتشان صحبت کردیم. ساعت 5/8 صبح برای صبحانه و استراحت ایستادیم. و یک ساعت بعد حرکت کردیم. ساعت 2 بعدازظهر برای ناهار خرید کردیم و به دنبال جایی که مناسب باشد گشتیم تا ناهار آماده کنیم. در جایی ایستادیم که متأسفانه آب نبود اما برای ایستادن مناسب بود. از تابلوی 151 تا 165 حالت جاده به صورت بالا و پایین بود اما باز هم سربالایی ها بیشتر از سرپایینی­ها بودند. اما مدل جاده کلاً عوض شده بود. از تابلوی 165 تا 180 سرپایینی وحشتناک بود. و از 180 تا 200 باز جاده حالت بده بستان (بالا و پایین) داشت.

رکاب زنی به ارمنستان

از 200 تا 210 سربالایی بود و از 210 تا 240 سرپایینی بود. ادامه مسیر به شهر وایک می رسید. از شهر وایک تا تابلوی 275 سرپایینی ادامه داشت.

ساعت 5/8 شب به شهر وایک رسیدیم. علی رغم خستگی شدید و اینکه می خواستیم جایی را انتخاب کرده و به صبح برسانیم اما جای مناسبی پیدا نکردیم می خواستیم 10 کیلومتری شهر کنار کافه ای چادر بزنیم که احساس امنیت نکردیم پس با سرعت زیاد به سمت شهر رفتیم وقتی به شهر رسیدیم هوا تاریک شده بود چون وسایل حرکت در شب را نداشتیم خیلی حرکت در تاریکی خطر داشت. به هر حال هر طور بود خریدی برای صبح کرده و در کنار مغازه ای چادر زدیم. ساعت 7 صبح بود که از شهر بیرون آمدیم. روز قبل حدود 55 کیلومتر و امروز را حدود 90 کیلومتر رکاب زده بودیم.

چهارشنبه 22/5/93

وقتی از شهر بیرون آمدیم تا شهر بعدی km12 فاصله بود که سرپایینی بود. در میانه راه میوه فروشی ها زیادی بود که خیلی میوه های خوبی داشتند. باغ های زیادی که فروشندگان آنها خانم بودند. خانمی که از او مقداری میوه خریدیم بسیار مهربان بود و یک هلو را علاوه بر میوه های دیگر به روشی جالب که توری را روی ظرفی گذاشته بود و  پوست هلو را به آب می کشید و پرزهایش را می کند به ما داد تا امتحان کنیم. ساعت 5/8 برای صبحانه ایستادیم و 5/9 حرکت کردیم. هوا خیلی گرم بود و علی رغم اینکه خیلی هم مسیر دشواری نداشت برای من کار را سخت کرده بود. پس 5/10 بود که ایستادیم و تا 12 استراحت کردیم. از تابلوی 240 تا 275 سرپایینی داشتیم و بعد از آن تا 300 سربالایی بود. که بین مسیر استراحت می کردیم تا کمتر خسته شدیم. و ساعت 3 برای ناهار ایستادیم. که یک خانم و آقای آمریکایی به طرف ما آمده و به عنوان مبلغ های دینی به ما سایت معرف کردند. اما ما احساس کردیم که کمی مسئله مشکوک است. ساعت 5/5 حرکت کردیم تا به انتهای سربالایی رسیدم از آنجا به بعد سرپایینی شدید به سمت آرارات شروع شد.

البته سرپایینی تا خود آرارات ادامه نداشت بلکه تا نزدیکی آن بود. و از آن به بعد جاده کفی می شد. و ما به راحتی خودمان را به آرارات رساندیم. از آن سربالایی  دو قله بلند آرارات و ما سپس به زیبایی هر چه تمام تر دیده می شد که تا شهر می توانستیم در طول جاده آنها را تماشا کنیم. خواستیم در شهر بمانیم اما پشیمان شدیم و دیر وقت بود که به کافه ای رسیدیم که خانم مهربانی به نام آنوش ما را به نوشیدنی جای سرد دعوت کرد و همین طور خربزه شیرینی به ما داد و ما در آنجا چادر زدیم. از آنجا که آرارات بود تا ایراوان حدود 50 کیلومتر راه داشتیم.

این روز را هم حدود 110 کیلومتر رکاب زدیم. در نهایت روز بعد تا ساعت 5/2 بعدازظهر خودمان را به شهر ایروان رساندیم که جاده کاملاً کفی بود و همین طور در حال تعمیر.

رکاب زنی به ارمنستان

 نکات جالب سفر ما به ارمنستان

رعایت قوانین رانندگی در ارمنستان بسیار برای ما جالب بود. رانندگی کردن در جاده و در شهرها بسیار منظم و بادقت تمام است. عبور از خیابانها هم توسط عابدان پیاده با نظمی همراه با رعایت قانون همراه است.

زبان مردم این کشور به غیر از ارمنی روسی است که ما چون فقط زبان انگلیسی بلد بودیم خیلی در برقراری ارتباط با مردم دچار مشکل بودیم. فقط بعضی از آنها به ندرت کمی زبان انگلیسی بلد بودند. در هتل ها هم زبان غالب انگلیسی می باشد. ما در شهر ایروان در یکی از هاستل های مرکز شهر اقامت داشتیم. که بسیار محیط خوبی داشت و قیمت ها مناسب بود. قیمت هر تخت در این Hostel حدود 30000 تومان برای هر نفر بود.

Cascade نام این هاستل است. که در کنار ساختمان کاسکار قرار دارد. مکان آن در مرکز شهر است و موقعیت خوبی داشته و بسیار تمیز هم می باشد. شهر ایروان شهر چندان بزرگی نیست. البته نه چندان بزرگ به عنوان پایتخت یک کشور، مکان های دیدنی این شهر موزه ها و کلیساهای شهر است. که بعضی از این کلیساها در بیرون از شهر قرار دارد. البته ما از دیدن آنها صرف نظر کردیم. اما ساختمان کاسکار که در مرکز شهر قرار دارد ساختمان زیبایی است که دیدن آن خالی از لطف نیست. همین طور میدان جمهوری که شب ها به غیر از یک شب در هفته موسیقی اجرا می شود که به همراه موسیقی رقص آب نواره ها بسیار زیباست. که تا ساعت اجرا 11 شب می باشد. 11- 9 شب برنامه دارند.

چند پارک تقریباً بزرگ در شهر قرار دارد که زیبا هستند اما طوری هستند که تمام قسمتهای آن را کافه ها اشغال کرده اند که مردم از بعدازظهر که هوا خنک می شود در آنجا به گپ و گفت مشغول­اند. میدان اپراهم موسیقی اجرا می شود که مردم در جلوی سن آن رقص دارند و تا چند ساعت این مراسم ادامه دارد. ساختمان کاسکاد در دو طرف حدود 700 پله دارد که تا بالا ادامه دارد و از آن بالا تمام شهر ایروان قابل رؤیت است و به ساختان هراز پله نیز شهرت دارد. Hostel ها در هر شهری با هتل ها فرق دارند و طوری هستند که در آنها علاوه بر اجاره یک اتاق چند تخته می توان فقط یک تخت را در اتاقی که تخت های زیادی دارد اجاره کرد. این نوع اتاق ها به صورت خوابگاه دانشجویی هستند که کسانی که برای سیاحت به کشورهای دیگر می روند در آنجا اقامت می کنند که در ضمن هزینه کمتری پرداخت کنند. این مکان ها به جهانگردان این امکان را می دهد که با دیگر افراد جهانگرد که از نقاط دیگر جهان برای مسافرت آمده اند آشنا شوند. از تجارت یکدیگر استفاده می­کنند. ما هم به این ترتیب این شانس را داشتیم که با افراد زیادی آشنا شویم.

رکاب زنی به ارمنستان

در این مسافرت با هر کدام از جهانگردان ایرانی و خارجی صحبت می کردیم همه متوفق القول بودند که ایران کشور بسیار زیبایی است با قابلیت های بسیاری برای گردشگران چه ایرانی و چه خارجی که اما به دلیل داشتن بعضی محدودیت های فرهنگی و مذهبی حالت عقب نگه داشته شده­ای دارد. بسیاری از جاهای دیدنی و زیبا در ایران وجود دارد که خیلی از ایرانیان حتی از وجود آن نیز خبر ندارند. کشور ارمنستان با وجودی که کشور چندان ثروتمندی نیست درآمد زیادی از راه توریسم دارد. این کشور زیاد بزرگ نیست و جمعیت زیادی ندارد.


برچسب ها: رکاب زنی به ارمنستان، دوچرخه سواران جوانان کویر آران و بیدگل، دوچرخه سواری به ارمنستان،
[ دوشنبه 7 مهر 1393 ] [ 10:20 ب.ظ ] [ ابوالفضل غفوره ]
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

چگونگی تشکیل گروه کوهنوردی:
پانزدهم مرداد ماه سال 1388 تصمیم گرفتم گروهی از نوجوانان شهرستان آران و بیدگل را تشویق به کوهنوردی نمایم. با چند تا از بچه های محله صبحت نمودم، چون تعدادمان خیل کم بود، موضوع را با بچه های محله های مجاور در میان گذاشتم، موفق شدیم یک گروه کوچک ازنوجوانان را تشکیل دهیم. تصمیم گرفتیم تا به همرا گروه کوهنوری ولی عصر (عج) به کوه سفید برویم. به علت زیاد بودن مسیر، بچه ها خستگی سنگینی را متحمل شدند که باعث شد بچه ها دیگه در برنامه های کوهنوردی شرکت نکنند. این شد که تصمیم گرفتم موضوع را با جوانان در میان بگذارم؛ به دلیل جوان بودن اعضای گروه و کویری بودن منطقه اسم این گروه را جوانان کویر انتخاب نمودیم. در تاریخ 14/8/1388 این گروه در دفتر هیأت کوهنوردی استان اصفهان به ثبت رسید. روز به روز گرایش جوانان به این ورزش زیادترمی شد. با موفقیت تمام در عرض چند ماه توانستیم قله های کرکس، گرگش، ولیجیا و دماوند را صعود کنیم و این موفقیت ها باعث شد خانم ها نیز به این ورزش علاقمند شوند. ظرف مدت 20 روز، تعداد عضویت خانم ها به 20 نفر رسید و هر روز به علاقمندان به این ورزش پرنشاط افزوده می شود.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب